تبلیغات
هستیم

هستیم

میخواد كاری كنه دنیا كه از یادم بره هستی ... تو كه یه عمره خوب من ، چشاتو رو بدیم بستی ...

می خوام كچل كنم !
دریغ از یه كامنت !
مرسی !

البته من كه می دونم این وب بازدید كننده ی ثابت نداره ! اگه هم كسی میاد از google search  میاد !
اما از همون بازدید كننده ی غیر ثابت هم من انتظاراتی دارمااااااااااااا




حالا بی خیال !
دیدین تو این كلیپ ها یا این فیلما ، این پسرا وقتی می خوان متحول بشن ،‌یا تغییر كنن ، یا كلا به مردانگی برسن (!)‌ می دون كچل می كنن ؟!

می خوام برم كچل كنم ،‌بعدش آدم بشم بشینم سر درس و مخشم !

هر چند كه خب چون دلم نمیاد كچل كنم ،‌برنامه ی درس هم منتفیه !



این خودمو دوس ندارم !‌

دارم كم كم دیو میشم !

خدایا !‌ واقعا این چه وضعیه ؟!


بی خیال بازم !‌

اومدم عرض سلام !
 سلام !‌

بعدشم ! امین زندگانی بسیار مردمی و توپ می باشد !

اینو تازگیا كشف كرده بودم گفتم به شما هم بگم !

بابای !


[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ 11:03 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

میدونی اصلا کار خوبی نیست که به یکی بگی مُردی!؟

مهران به چشمان مونا خیره شد و سپس تمام اجزای صورتش را وارسی کرد و سرانجام دوباره به چشمانش برگشت: مونا ؟!


-:هوم؟!


-:هر چی بیشتر نگات میکنم، خوشگلتر میشی...


سپس با شیطنت ادامه داد: ببینم شیطون... طلسمی چیزی داری؟!


مونا سرش را بالا و پایین کرد: آره... طلسم عشق!


مهران پوزخندی زد: عشق... عشق...


آرام دراز کشید. مونا نیمخیز شد و کلاه مهران را برداشت سپس به مهران نشانش داد: نمیخوایش؟!


-:نه... خودت بزار!


مونا سر تکان داد و آن را روی صورتش گذاشت تا از شدت آفتاب کمی کم کند.


مهران نفس عمیقی کشید: اصلا دوست ندارم امروز تموم شه! دوست ندارم برگردم به ساحل؛ پیش اون آدمای احمق...


ناگهان از جا پرید: اصلا بیا از همین جا شروع کنیم... این قایق و ور داریم و بزنیم به دریا! دریای عمان... اقیانوس هند و ... همینطور بریم!


مونا بی آنکه نگاهی به مهران بیندازد بازویش را گرفت و او را دوباره خواباند: احمق نشو... فکر کنم آفتاب زیادی به مخت خورده!


مهران دوباره دراز کشید: اما مونا... من نمی خوام برگردم! میدونی اونا به همه ی باورام گند میزنن... اونا میگن تو مُردی؛ اما دروغه! تو اینجایی...


چینی بر پیشانی انداخت: کنار من!


-:میدونی اصلا کار خوبی نیست که به یکی بگی مُردی!؟


مهران پوزخندی زد: تو کجایی؛ من کجا؟!


-:واسه اینکه تو مو میبینی، من پیچش مو... اونا یه مشت احمقن... بزار هر چی میخوان بگن! تو منو میبینی!؟


-:آره...


-:صدامو میشنوی!؟


-:معلومه!


-:پس بزار هر چی میخوان بگن


مهران لبخندی زد: با تو همه چی خیلی اسون میشه!



****************



این چیزی كه الان خوندین یه قسمت از رمان راند دوم ( جلد دوم رییس كیه ) بود !

یه رمان جنایی ! پلیسی !  30 آ سی ( كم ) ! كمی تا قسمتی عاشقانه و ...


تو این قسمت كه خوندین ، مهران رو  توصیف می كنه . مهران كیه ؟!‌ پسر آقای افتخاری بزرگ . پسر بزرگترین خلافكار كشور .


مهران ِ عاشق پیشه رو توصیف میكنه كه همسرشو چند سال پیش از دست داده اما هنوز باور نداره كه مونا مرده

امشب اینو خوندم ... دلم خیلی گرفت ! خیلی خوب بود ! دلم نیومد كه نگم براتون !

اگه توضیحات واضحه  ، برگردین دوباره از بالا بخونین !‌



[ پنجشنبه 28 فروردین 1393 ] [ 09:39 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

اندر حكایات ِ‌ما ...
اول ترم:

 احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)

.
.
.
.
.
سه روز مانده به امتحان:

 احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)

.
.
.
.


دو روز مانده به امتحان:

 احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)


.
.
.
.


شب امتحان:

 احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)

.
.
.
.
.

یک ساعت مانده به امتحان:

احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)
.
.
.
.


سر جلسه امتحان:

 احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)
.
.
.

.
.
 
یك هفته بعد از امتحان :

احوالات دانشجویان در طول سال !! (طنز)


پ.ن :

1. هنگام خروج از جلسه :)))


2. http://mydoh.mihanblog.com/



[ پنجشنبه 28 فروردین 1393 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

كاش این حس بین تو و من یه ذره عوض می شد ...
الله اكبر چقدر من از این فضای مجازی دور شده بودمااااا ( ارواح عمم ، گوشیمو كه ازم نگرفته بودن )



"هستیم" چی میگه ؟!

آزمون آنلاین چی میگه ؟!

مدرسه ، یعنی در اصل منطقه ، یه آزمون اینترنتی گذاشته بود ،‌حسش نبود فیزیك و زیستشو نزدم !!

شانس بیارم مامانم نفهمه !‌

كه می فهمه خب ! صد در صد می فهمه !

من با این دو تا خواهر جاسوس تو وب ، خب طبیعتا مامانم از همه چی خبر دار میشه دیه !



در حال گوش دادن به آهنگی از مستر تتل هستم كه الان می نویسم واستون ، با یه تیكه ش خیلی حال می نمایم :







همه حرفاتو گفتی و دیگه نمونده بینمون حرف خاصی

آخر همه حرفات این بود كه دوست نداری یه لحظه وایسی

ولی ... این رسمش نبود


قرارمون چیز دیگه بود مسیرمون بود جای دیگه

حرفی از رفتنت نبود كه الان قلب ِ تو داره می گه

ببین ... اصن بحثش نبود


ما كه هیچی كم نداشتیم و هیشكی ندیده بودش عین ما رو

نمی دونم چی شد گذاشتی و رفتی زدی تو بهم یه نارو

حیف ... رفتی زدی قید ما رو

حیف ... رفتی زدی قید ما رو




فكر نكن دستات از دستام دورن

برو فكر نكن بی تو من داغونم

من آرومم ...

من آرومم ...




بازم یه گوشه راحت و آروم خوابیدم

فكر نكن داغونم و تو رو با اون خواب دیدم

من  .... خیلی وقته كه خوابتو ندیدم

خیلی وقته كه خوابتو ندیدم


فكر نكن دپرس زیر بارون راه می رم

هر چی فكر كردم به اون روزامون باز دیدم

من ... خیلی وقته دیگه از تو بریدم

خیلی وقته دیگه ازت بریدم ...


فكر نكن دستات از دستام دورن

برو فكر نكن بی تو داغونم ... فكرشم نكن

من آرومم

من آرومم ...














خیلی بچه مثبتیم پریده ،‌ نع ؟!


خیلی ناراحتم !
خیلی !
شاید باورتون نشه ! ولی خیلی ! خیلی بیشتر از این چیزی كه الان دارم می گم !

من باید خیلی داغون باشم كه اینطور واضح بیام بگم داغونم !

داغونم !

خوشبختانه این داغونی هیچ جنبه ی احساسی ، عشقی ، عاطفی نداره

هِی برا من حرف در نیارینا !



ولی خدایی هر گونه حس بدی تو جهان وجود داشته باشه من الان دارم !

یه جوری سرمو گرم كنین ! هر چند بعید می دونم سرم گرم شه !

احساس می كنم حالت قبلی خیلی  بهتر از حالت جدید بود  !‌ الان از یكی ، فقط یه دونه ،  به یه پاكت ِ پر تغییر پیدا كرده !

می دونم نمی فهمین چیزی !

خدا رو شكر !

خیلی بهتر !




اصن واسه همین نمی گم !



بچه ها !

اَه !!

هیچی رو نمیشه گفت !



تو رو خدا دعام كنین ...


[ پنجشنبه 28 فروردین 1393 ] [ 07:56 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

دیالوگ برتر



هما: داری بچه بازی در میاریا، یه بار تو زندگیم من کفش پاشنه بلند خریدم، یه بار!

نقی: هما جان! شما یک متر از پائین کفش اضافه کردی، یک متر و نیم بالا رو اضافه کردی، دو متر خلافی داری شما...!





+ برای مرضیه !


[ یکشنبه 17 فروردین 1393 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

برنامه های عید !
سلام !

1. بر خلاف تصور صبحم (‌هنگام بیدار شدن )‌ امروز بسیار روز خوبی داشتممممم

از تایید كمند ، دیدن 2 دوست قدیمی ،‌ ندیدن مشقای عربی (‌ آخه خیلی بدخط نوشته بودم ) ، اثر نكردن نفرین های من ( )بر شنگول ( معلم فیزیكمون )‌ (‌ آخه بیچاره تكلیفای ما رو اون نداده بود ،‌ معلم فیزیك ریاضی ها داده بود )‌ ، دانلود آهنگی كه خیلی دوسش داشتم اما یافت نمی شد و ... بگیر و بیا تا همین مشخای آسون زبانمون كه تا رسیدم خونه حلشون كردم !



2.راستی بچـــــــــــــــــــــــــه ها !‌

تو عید «‌آقای گزارشگر » رو دیدین ؟!

خیلی باحال بود !

ولی این مزدك ... این مزدك ... وای چه ایرادای بنی اسراییلی از این شركت كننده ها می گرفت

خیابانی ... خیابانی ! وای خیابانی ! خیابانی ِ اند السوتی ، ضایع تر از اون آخه كی ؟! یك گیرایی می داد به این بدبختا !

هادی طباطبایی !‌ وای ! حالا چون استقلالیه هیچی نمی گم بهش !

اون نصیر زاده كه خل بود !‌ كلا همینا رو می گفت فقط :«‌ شما صدات خیلی خوبه ، "ر" رو خیلی خوب تلفظ میكنی ، چمیدونم آخر كلمه هاتو حذف می كنی و ... »






3. پایتختو چی ؟!
دیدین قسمت آخرو ؟

از این بالشتكا انداختن واسه اعتراض ،‌خورد تو چشم  ِ‌ نقی ؟!‌

یعنی من این تیكه ش پكیده بودم !!


بهرام مشتاقی رو هم كه عاشقش بودم ! هی عربده می كشید سر نقی !





4. دارم آش می خورم !  دوست دارم آش !





5. واییییییییییییییی آخ جونننننن





6. دیدین ؟!‌ پرسپولیس ضایع شد ؟! یعنی حاضرم فولاد قهرمان بشه ،‌اصلا نفت تهران قهرمان بشه ، ما بریم دسته یك اصلا ،‌ولی این پرسپولیسیا قهرمان نشن

والا !

بی جنبه ها !

الان بازی بود بچه های فامیلمون ( اكثرا پرسپولیسین )‌ داشتن تو group مون تو وایبر پیاپیش قر می دادن برا قهرمانیشون

چیششششششش










7. راستی مبارك باشه مرزبانامون آزاد شدن !

هورااااااا





حوصله م سر رفت دیگه ! بسه !‌ خدافظ !


[ یکشنبه 17 فروردین 1393 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

آهنگ راز بابك جهانبخش قابلیت جهانی شدن داره !
یك چیزی كشف كرده ام به تازگی
اون هم این كه آهنگ  راز  بابك جهانبخش قابلیت جهانی شدن داره :)

سلام !

حوصلم سر رفته !

منم كه همیشه حوصلم سر رفته !‌ حوصله ی شما رو هم سر می برم !

من برگشتم ! برگشتم ! برگشـــــــــــــتم !


1. چجوری میشه درد و دل كرد اما لام تا كام حرف نزد ؟!‌ یعنی ماجرا رو لو نداد ؟!
یا چجوری میشه یه نفرو به چیز های خوب زندگیش امیدوار كرد ؟!
من كه بلد نیستم !




2. تو بدترین شرایط زندگیم هستم !
ایشالا بازم بتونم خودمو حفظ كنم !
دعام كنین



3. بیشتر از این حرف ندارم كه بزنم ! خداحافظ !


[ جمعه 8 فروردین 1393 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

عید شوما موبارك !
كامنتا رو متاسفانه نمی تونم تایید كنم !

حتی نمی خوام نگاشون كنم ! چون می ترسم وسوسه شم كه تایید كنم و بیام تو وب هاتون جواب بدم !

فقط اومدم بیام بگم :



سلام!‌ عید شوما موبارك!




و این كه یه چیز دیگه هم بگم !‌

دیروز با عموخان جون جانم رفتیم تمرین رانندگی !

چه هوش و نبوغ و استعدادی می خواد این رانندگی ! بالغ بر 2000 بار خاموش كردم !

ولی الان همچین یه اعتیادی نسبت به رانندگی در خودم احساس می كنم !‌

بعله !

و این كه فهمیدم این دنده اتومات ها چه خوبه !‌ از همه بهتر كه كلاج كه نداره ،‌دنده و اینا هم كه یُخته ( آب و هوای اصفهان روم تاثیر گذاشته )

فعلا خدفظ ! می خوایم بریم عید دیدنی !


[ سه شنبه 5 فروردین 1393 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

حول حالنا الی احسن الحال ...
یـــا مـحـول الاحـوال!

ایــن بــار تــو را بــرای ظـهــور فــرزنــد آن مــادر پــهـلو شـکـسـتـه مــی خــوانـیــم:


 
"حــول حــالـنـا الــی احـسـن الــحــال...."


[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 02:12 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

نوروز


[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 12:27 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

بوی عید که نمیاد هیچ ... داره بوی ماه رمضون میاد !
داره عید میشه !

خخخخ

الان دوباره یه آهنگ دیگه ای ( کاملا بدون غرض ، کاملا ) تو مخمه !

زدی دستی دستی
قفل قلبمو شکستی


مخصوصا اون تیکه ش !
تو چه خونسردی ... بیا برو !








اَ ه ، اَ ه ، اَ ه !!

حوچلم چلّفته !!







بچه ها داره عید میشه !!

وای بچه هــــــــــــــــــــــــــــــا !! می فهمین !؟؟؟ داره عید میشه ! داره عیــــــــــــــد میشه ! !

به قول بهروز وضعیت سفید ( عباس غرالی ) :

هوا بهـــــاری شــــــــــده


هـــــــــــــــوا بهـــــاری شــــــــــده



الان یه جوکی خوندم !
نوشته بود :


نمیدونم چرا بوی عید که نمیاد هیچ....





داره بوی ماه رمضون میاد...!!






خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ










دو دو دودورو
دو دو دورو دو

آغاز سال 1393 ...

وای اصن می ترسم !!
من نمی خوام پیر بشــــــــــــــــــممممم

نمی خوامممممممم
نمی خواممممم




خب خب
خب
اهم اهم ...
چرت و پرت بسه !!
پست دو تا مونده به آخره !!
بذار لااقل یه خاطره ی خوش بذاریم بر جا !!
نگن یارو خل بود !




گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: 
قصه ی ما گرچه نان نداشت اما پایانی سبز داشت؛ پایان امسالت سبز باد!






[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

عیدتونم مبارک
فروردینی های مغرور
اردیبهشتیای صبور
خردادیای باحال
تیری های زود رنج
مردادیای قدرت طلب
شهریوری های خاص
مهری های مهربون
آبانی های صادق
آذری های خوشرو
دی ماهی های پایه
بهمنی های خوش خنده
و اسفندیای متواضع.....
هیچی دیگه عیدتون پیشاپیش مبارک...





+ مغرور رو خوب اومدی


[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 12:14 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

سیگار و هی ، سیگار و هی ، سیگار ...
هفت سین امسال من با
"سیگار" اغاز میشود در حسرت نبودنت
سین بعدی
"سیگار" بعدی به یاد تمام لحظاتی که تورا نخواهم داشت
سین سوم
" سیگار" سوم به یاد چشمانت
سین چهارم
"سیگار" چهارم به یاد تنهایی که از این پس دیگر تنهایم
نمیگذارد ....
سین بعدی
باز هم سیگار اینبار "سکوت" ،سنگینی صدایت در گوش
هایم نجوای خاطره میکند
سین دیگر
سیگار بعدی "سینه ام" تیر میکشد دستانم را بهمن گرفته یادِ فروردین ...
آخرین سین ،
آخرین سیگار، آخرین ترکش به قلب بیمار ...
هفت سینم خاکستریست
هم رنگ اسمم ....
در نبودت حالم دیدنیست..




خخخخخخخخخخخخخ

این یکی دیگه نهایت مناسبتی بودددددد !!

( چیشششششش ، فکرای بد نکنینا
این مربوط به یک شوخی سر کلاسی بود !!
حنا
)

[ پنجشنبه 29 اسفند 1392 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

روانی ...!
سال نو در پیشه و من محتاج دعاتونم !

محتاجم دعا كنین تو هر زمینه ای

علمی تحصیلی ، اجتماعی ، عاطفی ، خانوادگی و خویشاوندی ، سلامتی جسمی و مهمتر ...

روانی ... !! روانی عاقا !‌ روانی !‌



حوچلم چلّفته !!

( هر كی تونست بگه من این بالا چی نوشتم ، خیلی باحاله !! )

اصلا حرفم نمیاد !

هر چی می نویسم در 2 ثانیه به backspace دچار میشه ! بس كه چرته !

آها راستی !

من یه بد و بیراه هم بگم و بعدش برم !

طراحان داخلی ؟! به سلامتی تعطیل كردین ؟

این چه وضع مانتوئه ؟ خدا می دونه من تو این اتاق پرو ها چقدر داشت گریه م می گرفت ! با این مانتوهاتون اصن !


[ سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 01:16 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

مادرانه دعایمان كن ...






هــــــر دم بـــ ه ضریـــــح بی نشانت ای مــــــــاه

بستـه ست دخیـــــل قلب مــــــن با هـــــر آه

 


عمــــــری ست تپــــش های دلـــــــم می گوید:


یا فاطمـــه اشفعـــــــی لنا عنـــــــدالله




«مــــــادرانــــه دعایمــــــــان کـــــــــن...»







توی همون وب دختران قرن 21 كه تو هر پست من لینكشون هست ، یه جا نوشته بودن :


خواهــــــــرم!

تو خود حرمـــــــی
بیا با چادرتـــــــ♥ـ
مدافــــع حـــــرم باش...






راس می گه به قرآن ...


[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 05:45 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

سال نو یعنی تو ، وقتی كه از در تو میای ...
719754557650911594261577568724n.jpg
                        اللهم عجل لولیك الفرج



[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

عپچه ...
1.

دیدی یه وختایی یه اهنگی می ره تو مخت و بیرونم نمی ره ؟!
الانی آهنگی رفته تو مخم كه دوس ندارم در حال حاضر تو مخم باشه :

من بی تو له شدم زیر هجوم درد ...
قلب كه یخ زد و كاریش نمیشه كرد ...







2.

شرح 10 ثانیه پیش من (!) :

آلبوم بنیامین تو این دستمه ، آلبوم زانیار تو اون یكی دستم !
10 -20- 30- 40 ... 100-90

آلبوم بنیامین  ...

همین ترك اول داره گریه م می گیره ...

همین حالا می خوام به تو خیره باشم
اونی كه برای تو می میره ، باشم ...
فضا نیمه تاریك ، دو تا شمع روشن
تو یه گوشه ی دنج ، كه تو باشی و من ...

نگـــــــات حال من خوب می كنه ، خوب بلده
ببیــــــــن فال من از چشمای تو خوب اومده ...
دلــــــــم خیلی داره از دیدنت ذوق می كنه
تو هـــــــــم داره دلت به سمت من سوق می كنه ...


الهی بمیرم ... یعنی جیگرم داره می سوزه بخاطر خانومش كه فوت شد ... و همین طور دخترش ...





3.

صبحی داشتم به این فكر می كردم كه من هنوز خرید عید نكردم !
والا ما یه ذره از این لوس بازیای دخترونه رو با خودمون نداریم !
بالاخره امروز رفتم !
چقدر خرید كردن واسه من اعصاب خورد كنه !
البته بجز خرید كفش ! كه عاشقشم !
كتونی ..! وای كتونی عاشقتم !




4.

فردا ! گزینه 2 ! ای بر ذاتت !


5.

یادمه قبلنا ( حدودا 2 سال پیش ) بالای وب قبیله ی هوادارای احسان علیخانی نوشته بود : در روزگاری كه همه به دنبال چشم زیبای می گردند ، ما به دنبال نگاه زیبا هستیم .
چقدر موافقم !‌
بهانه :
برنامه ی سال تحویل شبكه 3 : احسان علیخانی
برنامه سال تحویل شبكه 2 : فرزاد حسنی و خانومش ! آزاده نامداری !

به نظر شما در این وصلت( )  كدومشون خودشو حروم كرده ؟!!






6.

سر كلاس سروی !
ما در حال خوندن !
مریم از اونور كلاس در حال همراهی : « عپچه »‌ ....


7.

P:


8.

این زبون درازی بالا مخاطب خاص داشت !
خودش فهمید !




9.

چقدر تحملش سخته !



10.

از دست زهرا خندم می گیره !
زهرا كلا یه مدلیه كه آهنگ ناامید دوس نداره !!
حالا تو سرویسشون ور می دارن همین آهنگ بنیامین كه من الان دارم گوش می دم رو براش می ذارن :

قلبمو بشكن كه بی حساب شیم
دستمو رو كن كه بی نقاب شیم
یه آرزو كن با هم خراب شیم
آتیش بگیریم
با هم مذاب شیم


یعنی دارم غش می كنم !
یعنی این آهنگو ساختن واسه زهرا !




11.

فاطمیه ...


[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

خدایا خرابتم ...
خدایا



    خرابتم ...


[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

پنجمین كارگاه علوم فرزانگان 2
علیكم السلام !!

آمده ایم به جهت تبلیغ ، فقط !!

برای كارگاهمون !!

با این پوستر ، كه حالا یه خورده ضایعه س شما ببخشید !

دیگه سلیقه ی غزل ایناس دیگه !

http://farzanegan2t.ir/Repositary/RadEditor/SentDoc/pajohesh/poster%205%20last.jpg


اینم لینك گزارش چهارمین كارگاه علوم فرزانگان 2 :

گزارش چهارمین كارگاه


خلاصه !! بیاین اگه دوس داشتین !‌

آدرسم كه می بینین دیگه ! تو پوستر !!

شریعتی ،‌خیابون موسیوند ، كوچه لادن ( البته از لاچینی هم راه داره ) ، دبیرستان فرزانگان 2

5 شنبه و جمعه

حول و حوش ظهر جمعه ، شونزدهم ، یعنی پس فردا ، كارگاه هوافضا

البته خودم امسال پروژه ندارم ! میرم فضولی پروژه های ملت ، علی الخصوص ركسانا اینا !!


و دیگر این كه :


همه میگن ما بچه ها خوبیم......خوبیم

همه میگن ما خیلی محبوبیم....بوبیم

همه میگن ما بچه ها نازیم.....نازیم

همه میگن ما خیلی طنازیم...نازیم

کف کفش های همون میخ.....میخ

موقع خواب ژاشنهامون سیخ....سیخ

ایشیم بربربر بالا.......ایشیشم بربربر بالا

ااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ههههههه

ایشیمبله.....هل هله ایشیمبله....هل هله

گومبا گومبا گومبا

ایشیمبله شومبالا گومبا گومبا........گومبا گومبا گومبا

ایشیمبله شومبا لا ال اوشمبا.......گومبا گومبا گومبا

اشیمبله....گومبا

شومبا لا لا.......گ.مبا

ایشمبلا شومبالا گومبا گومبا......گومبا گومبا گومبا



و دیگر باز هم اینكه :


ما همه "ف" "ر"  "ز"  "الف"  و "ن" "ه" ؛  فرزانه هستیم

ما همه د ی  الف و ن ه دیوانه هستیم

ما همه فرزانگان‌‌،فرزانگان مظهر نیروی جوانیم

از شیر نترسیم که خود شیر ژیانیم

ما فرزانگان،فرزانگان ورزش پرستیم

از عشق همین ورزش که اینجا نشستیم

اینیم و آنیمُ

چنینیم و چنانیم

ما فرزانگان،فرزانگان، فرزانگانیم!!!!!!!!!




[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

امروز سر زنگ هندسه ...
امروز سر زنگ هندسه ...

نمی دونم چم بود ...

هیچ ربطی به درس نداشت !

آرامش مطلق بودم !

ییهو (!)‌ دیدم دارم می لرزم

یك ساعت و نیم دستمو زیر نظر گرفته بودم

نه عصبی بودم ، نه حالم بد بود ، نه خوابم میومد !! كلا هیچیم نبود ! میگم آرامش مطلق !

ولی دستم ... به شدت می لرزید

مامانم میگه تو خواب دندونام بهم می خوره

بچه ها واسم دعا ...

خرابم !

فكر كنم اینا هم مراحل جنونه ! .....

ا.. اكبر ! خدایا ! یه صبری عطا كن به ما !


[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

حضرت مادر ...
بچه ها ...

این وب




مجنون زهرا






مال خانوم فاطمه ی زهراست ...

مال حضرت مادره ...

از وقتی یادم میاد مدیون این خانوم بودم ...

تا چشم باز کردم بهم گفتن : زکیه ...

بابام می گفت : من دلم نمیاد به این 3 تا دخترام کمتر از گل بگم ... اینا هر کدوم اسماشون لقبای حضرت زهراست ...

که ایشالله اخلاقمم حضرت زهرایی باشه ...

بخونین ... از فاطمه ی زهرا بدونین ...

بچه ها ... بخونین !


[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

له ِ‌ لهم ...
 بــرایم مثــل همیــن ”بهــار” می مــانی
آمــدنت را همیشـــه
تحــویل میگیـــرم...


حال ندارم بنویسم !‌

فقط در همین حد بدانید كه :‌ «‌ روزگار سخت شده ! »

احساس می كنم هیچ آرزویی ندارم ! در حالی كه كه خروار خروار آرزو دارم !!

همه چی فراهمه ، هر چی كه لازم بود دوباره به دست بیاد ، اعتماد ،‌ درك ، اما زبون من نمی گرده

شاید لیاقت ندارم !

كه ندارم !!‌




نظرم عوض شد اصن !
حال حرف زدن دارم !


1. دیروز امتحان هندسه دادیم !! ای خدا ...!!



2. راستی آقای حاجی خانی ، شما چرا وبتون رو غیر قابل دسترسی كردین ؟




3. یه تاپیك تو 98ia  هست به اسم « آیه گرافی »


یه دقیقه صبر كنین من برم آدرس تاپیكو بیارم واستون !

و این كه بگم ،‌این تاپیك فوق العاده نه ، فوق العاده س ...!

اینم دوباره لینكش :

« آیه گرافی
»





4. راستی الان تو 98ia  داشتم حالتمو انتخاب می كردم !
الان دقیقا این است حالت ما !

خوش آمدید, zakieh.h.
آخرین بازدید شما از سایت: امروز ساعت ۱۱:۳۴ قبل از ظهر


حالت من :  

LEH




5. خوشتون اومد ؟! له ِ لهم !!





6.همین دیگه !!‌ واپسین ثانیه هامونه در كنترل پنل میهن بلاگ !! برم تا بیشتر از این به عقلم شك نكردین !!



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

روز خوب !
الان تصمیم دارم فقط بیام یه کم حال و احوال کنم و گزارش روز بدم و بعدم برم !!

اومدم بگم روز خوبی داشتم !

بر خلاف این که روزم پایان خوبی نداشت !

راستی ! الان دوباره می رم پست قبلی رو بعد از تاریخ امروز ارسال می کنم که دوباره اون بیاد اول وب ! از پست ثابت خوشم نمیاد ! ترجیح می دم 3 ماه این کارو تکرار کنم تا پستو ثابت کنم

اما این کارو می کنم ! چون واسم مهمه !


خب ! می خواستم گزارش روز بدم ! به قول حنا ، ادای وبلاگ ندیده ها رو درمیارم !! هی هر روز هر روز ، یه پست ، سنگین باش دختر !!

(حنای بنده خدا اینو به من نگفتا !! تو وب خودش به خودش گفته بود )



امروز ! تا ساعت 5 مدرسه بودیم ، بخاطر فیزیک ...
( گوش راستم داره سوت می کشه !! طبق خرافات ، یکی داره پیش بقیه ازم تعریف می کنه   !! جالبیش اینه همیشه گوش راستم فقط سوت می کشه !! الهی ... چقدر من نازم !! همش همه دارن ازم تعریف می کنن !!  )



و این که !! با دوستان زدیم تو کار آهنگای شاد !! 6و8 !! یا به قول رضا صادقی : « منظورتون ریتم شیش هشتمه ؟ »












یه جوکی بود ! می گفت می ترسم از این که بچه  یه روزی ازم بپرسه جاستین گوش می دادی ( استغفرا.. ) یا اشکین ( اوه اوه ) ؟
و من با خجالت ، سرمو پایین بندازم و بگم : ساسی مانکن گوش می کردم !!

الان ، تنها ترسمون اینه که کارمون به ساسی مانکن برسه !!

وااااااااااای !

ولی انقدر خوش می گذره !! کلا امروزه رو ، رو mood  بشکن زدن بودیم !!  ( حالمون خیلی خرابه ... )

اوه اوه !! اون تیکه که داوودی ( ناظم سال بالایی هامون ) داشت تو پله ها راه می رفت .... فکر کنم باید از الان فاتحه ی انضباط سال دیگمونو بخونیم با اون سوتی که من جلوش دادم !! فکر کن !!!! ( نافذ ) خخخخخخخخخ



بی خیال ِ همه ی این حرفا ...!

+ حنا ، نظرت راجع به حرفای امروز کمند چیه ؟ صادقانه و بدون شوخی !


+هـیــچ خـــوشـــی بـــی تـــو کـــامـــل نـمـیــشــود . . .
حتـــی اگــــر مـحـض دلـــخــوشـیـت بــگــویــم خــوبــم . . .


[ یکشنبه 4 اسفند 1392 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

و ناصرا لمن لا یجد له ناصرا غیرک ...
خدایا ...

ممنونیم ازت ... 

ممنونیم که هستی .... که هستی ... فقط باش ... باش خدا که نیازت دارم ....

ممنون خدا که بهمون اعتماد کردی ...

گذاشتی بیایم ... بیایم رو این دنیا ....

خدا ممنونیم....


http://s5.picofile.com/file/8114043468/siT19eU.jpg



----


تو دعای عهد می خونیم :

و اجعله اللهم مفرعا لمظلوم عبادک ... و ناصرا لمن لا یجد له ناصرا غیرک ...

و بگردان آن بزرگوار را خدایا .... پناهگاه ستمدیدگان بندگانت ... و یاور کسی که جز تو یاوری برایش یافت نشود ... 




می خونیم : 




و عجل لنا ظهوره ... 
انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا ...

به ظهورش تعجیل فرما 
که ظهورش را دور پندارند و ماییم که نزدیک می بینیم ...






سه بار رو پات بزن و بگو : 

العجل العجل ... یا مولای یا صاحب الزمان ... 


[ پنجشنبه 1 اسفند 1392 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

حامد زمانی
و حامد زمانی ...
از تو ممنونیم  ...

ممنونم که ساکت نمی مونی 
ممنونم که می گی مرگ بر آمریکا  


ممنونیم که می گی : نگویید خواننده ، کار من مداحی است 



ممنونیم که میگی ... میگی عاشورا تکرار نمیشه ... ممنونیم که تو طرح لبیک یا زینب شرکت کردی ...


 

خدا خیلی دوستت داره حامد ِ زمانی ! خیلی ! وقتی این همه خانوداه ی شهید ازت تشکر می کنن ... حامد زمانی خدا خیلی دوستت داره 



حامد زمانی ازت ممنونیم که حرف آرمیتا و آرمیتا هایی که تو این مملکت کم نیستن می زنی ...


حامد زمانی ممنونیم که یه وقتایی با آهنگات ، باعث می شی خیلی چیزا رو یادم نره ... ممنون که آقای ویلیام رو با آهنگ دلتنگ هوایی کردی ... ویلیام و ویلیام ها رو .... ما رو هوایی کردی ...
ممنون که باعث میشی این خانوم و غم نگاهشو یادم نره ... غم نگاهی که واسه من یکی خیلی آشناس ... خیلی قابل درکه ...

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا ...






مرگ بر گلوله ای که خط کشید رو خاطرات آرمیتا ....




ممنونم ازت حامد زمانی ... 


[ پنجشنبه 1 اسفند 1392 ] [ 03:23 ب.ظ ] [ زکیه ( از القاب حضرت زهراست ) ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 17 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه